الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
409
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
و اما مبغيا على فانشد اللّه رجلا بلغ كتابى هذا الا نفر الى ، فان كنت مظلوما اعاننى و ان كنت ظالما استعتبنى : . « من به آن سو حركت كردم ، يا ظالم هستم و يا مظلوم ! يا متجاوزم يا به حقوقم تجاوز شده ! هر كس اين نامهام به او رسد او را سوگند مىدهم كه بسويم حركت كند ، اگر مرا مظلوم يافت كمكم كند و اگر مرا ظالم ديد با اقامه دليل ارشاد نمايد اين همان نامه 57 نهج البلاغه مىباشد . از تاريخ مربوط به اين قسمت بر مىآيد ، پس از آنكه امام حسن عليه السلام و « عمار » بكوفه رسيدند ، نامه امام عليه السلام را بر مردم خواندند و طى سخنرانىهائى مردم را آگاه نمودند ، « ابو موسى » مخالفت نمود و با ايجاد اختلاف مردم را از رفتن به كمك امام ( ع ) باز داشت ، فرستادگان اين مطالب را به امام گزارش نمودند . امام عليه السلام « مالك اشتر » را براى خاتمه دادن به كارها و بسيج مردم براى جهاد به كوفه فرستاد : « اشتر » وارد كوفه شد ، در مسجد اعظم كوفه قرار گرفت ، و از آنجا مردم را دعوت كرد تا با او به « قصر دار الامارة » بروند وى هنگامى به دار الاماره رسيد كه ابو موسى و امام حسن ( ع ) و عمار مشغول منازعه بودند « اشتر » بر سر ابو موسى فرياد كشيد كه : « اخرج من قصرنا لا ام لك اخرج اللّه نفسك فو اللّه انك لمن المنافقين قديما » : از قصر ما خارج شو اى ناپاك خداوند روحت را از بدنت خارج سازد به خدا سوگند تو از پيش از منافقان بودى ! « ابو موسى » يك شب مهلت خواست اشتر به وى مهلت داد به شرط اين كه در دار الاماره نماند . مردم ريختند كه اموال « ابو موسى » را غارت كنند ولى اشتر از آنها جلو گيرى كرد : آنها سخن اشتر را قبول كردند پس از اين جريان بيش از 12 هزار نفر از كوفه براى يارى امام به سوى « بصره » حركت كردند . ( اقتباس از شرح ابن ابى الحديد ابن ابى الحديد - شرح نهج البلاغه - جلد 14 صفحه 8 تا 21 جلد 14 صفحه 8 - 21 )